کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۳ - هرچه مرا روی تو به روی رساند...

1

هرچه مرا روی تو به روی رساند

ناخوش و خوش دل به روی خوش بستاند

2

هست به رویت نیازم از همه رویی

گرچه همه محنتی به روی رساند

3

در غم تو سر همی ز پای ندانم

گر تو ندانی مدان خدای تو داند

4

رغم کسی را به خانه در چه نشینی

کاتش دل را به آب دیده نشاند

5

هجر تو بر من همی جهان بفروشد

گو مکن آخر جهان چنین بنماند

6

دامن من گر به دست عشق نگاریست

وصل چه دامن ز کار من بفشاند

7

رو که چنین خواهمت که تن زنی ای وصل

تا بکند هجر هر جفا که تواند

متن شعر کپی شد.