کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۰ - گل رخسار تو چون دسته بستند...

1

گل رخسار تو چون دسته بستند

بهار و باغ در ماتم نشستند

2

صبا را پای در زلف تو بشکست

چو چین زلف تو بر هم شکستند

3

که خواهد رست از این آسیب فتنه

که نوک خار و برگ گل نرستند

4

کرا در باغ رخسارت بود راه

از آن دلها که در زلف تو بستند

5

که در هر گلستانش گاه و بی گاه

ز غمزه ت یک جهان ترکان مستند

6

چو در پیش لبت از بیم چشمت

همه خواهندگان لبها ببستند

7

منه بر کار این بیچارگان پای

چه خواهی کرد مشتی زیردستند

متن شعر کپی شد.