کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۸ - آن روزگار کو که مرا یار یار بود...

1

آن روزگار کو که مرا یار یار بود

من بر کنار از غم و او در کنار بود

2

روزم به آخر آمد و روزی نزاد نیز

زان گونه روزگار که آن روزگار بود

3

امروز نیست هیچ امیدم به کار خویش

بدرود دی که کار من امیدوار بود

4

دایم شمار وصل همی برگرفت دل

این هجر بی شمار کجا در شمار بود

5

با روی چون نگار نگارم هزار شب

کارم ز خرمی و خوشی چون نگار بود

6

واکنون هزاربار شبی با دریغ و درد

گویم که یارب آن چه نشاط و چه کار بود

متن شعر کپی شد.