کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۹ - دوش تا صبح یار در بر بود...

1

دوش تا صبح یار در بر بود

غم هجران چو حلقه بر در بود

2

دست من بود و گردنش همه شب

دی همه روز اگرچه بر سر بود

3

با بر همچو سیم ساده او

کارم از عشق چون زربر بود

4

گرچه شبهای وصل بود خوشم

شب دوشین ز شکل دیگر بود

5

یا من از عشق زارتر بودم

یا ز هر شب رخش نکوتر بود

6

کس نداند که آن چه طالع بود

من ندانم که آن چه اختر بود

7

از فلک تا که صبح روی نمود

انوری با فلک برابر بود

متن شعر کپی شد.