کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۷ - ز عهد تو بوی وفا می نیاید...

1

ز عهد تو بوی وفا می نیاید

که از خوی تو جز جفا می نیاید

2

جهانیست حسنت که جز تخم فتنه

بر آن آب و خاک و هوا می نیاید

3

مگر بر کجا آمد آسیب هجرت

نشان ده بگو بر کجا می نیاید

4

چنان دست بر خون روان کرد چشمت

که یک تیر غمزه اش خطا می نیاید

5

بنامیزد از دوستان زمانه

یکی با یکی آشنا می نیاید

6

از این پس وفا رسم هرگز میا گو

چو در نوبت عشق ما می نیاید

7

خوش آن کم تو گویی برو از پی تو

کسی می نیاید چرا می نیاید

8

غم تو کس تست و هرگز نبینی

که پی در پیم در قفا می نیاید

9

بساز انوری با بلا کز حوادث

بر آزادگان جز بلا می نیاید

متن شعر کپی شد.