کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۱ - هیچ دانی که سر صحبت ما دارد یار...

1

هیچ دانی که سر صحبت ما دارد یار

سر پیوند چو من باز فرود آرد یار

2

کاشکی هیچ کسی زو خبری می دهدی

تا از این واقعه خود هیچ خبر دارد یار

3

تو ببینی که مرا عشوه دهان خنداخند

سالها زار بگریاند و بگذارد یار

4

یارت ار جو کند خود چکند چون به عتاب

خون بریزد که همی موی نیازارد یار

5

انوری جان جهان گیر و کم انگار دلی

پیش از آن کت به همین روز کم انگارد یار

متن شعر کپی شد.