غزل · انوری
غزل شماره ۱۷۲ - چاره عشق تو نداند کس...
1
چاره عشق تو نداند کس
نامه وصل تو نخواند کس
2
نقش هجران تو که مالد باز
تو توانی اگر تواند کس
3
در رکابت فلک فرو ماند
هم عنانی چگونه راند کس
4
به غمی چون دل بنستانی
از تو انصاف چون ستاند کس
5
از تو هرچم بتر به روی رسید
خود به روی کس این رساند کس
6
هم برین دل اگر بخواهی ماند
تا نه بس در جهان نماند کس