کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۳ - تا رنگ مهر از رخ روشن گرفته ام...

1

تا رنگ مهر از رخ روشن گرفته ام

بی رنگ او ببین که چه شیون گرفته ام

2

دریای من غذای دل تنگ من شدست

دریای کشتیی که به سوزن گرفته ام

3

آهن دلا دلم ز فراق تو بشکند

کو را به دست صبر در آهن گرفته ام

4

یک روز دامن تو بگیرم که چند شب

در تو به اشک خویش به دامن گرفته ام

5

تا خود مرا ز بهر تو بودست دوستی

زان بی تو خویشتن را دشمن گرفته ام

6

ترسم که جان من کم من گیرد از جهان

کز جمله جهان کم جان من گرفته ام

متن شعر کپی شد.