غزل · انوری
غزل شماره ۲۰۰ - درد دل هر زمان فزون دارم...
1
درد دل هر زمان فزون دارم
چه کنم بی وفاست دلدارم
2
همه با من جفا کند لیکن
به جفا هیچ ازو نیازارم
3
بار اندوه و رنج محنت او
بکشم زانکه دوستش دارم
4
یاد وصلش کنم معاذالله
کی بود این محل و مقدارم
5
تا توانم حدیث هجرش کرد
می رود صد هزار بیکارم
6
گفته بودم کزو کنم درخواست
تا نماید ز دور دیدارم
7
این قدر التماس خود چه بود
سالها شد که تا در آن کارم
8
باورم می کنی به نعمت شاه
کین قدر نیز هم نمی یارم