کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۱ - عشقت اندر میان جان دارم...

1

عشقت اندر میان جان دارم

جان ز بهر تو بر میان دارم

2

تا مرا بر سر جهان داری

به سرت گر سر جهان دارم

3

گویی از دست هجر جان نبری

غافلم گرنه این گمان دارم

4

بر سرم هرچه عشق بنوشتست

یک به یک بر سر زبان دارم

5

از اثرهای طالع عشقت

چون قضاهای آسمان دارم

6

بیش پای از قفای هجر منه

من بیچاره نیز جان دارم

7

جانم اندر بهار وصل بخر

گرچه بر هجر دل زیان دارم

8

گویی از جان کسی حدیث کند

چه کنم در کیایی آن دارم

9

بر تو احوال انوری پیداست

به تکلف چرا نهان دارم

متن شعر کپی شد.