کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۱ - کارم به جان رسید و به جانان نمی رسم...

1

کارم به جان رسید و به جانان نمی رسم

دردم ز حد گذشت و به درمان نمی رسم

2

ایمان و کفر نیست مرا در غمش که من

در کار او به کفر و به ایمان نمی رسم

3

راهیست بی کرانه غم عشقش و مرا

چون پای صبر نیست به پایان نمی رسم

4

یاریست بس عزیز به ما زان نمی رسد

صیدیست بس شگرف بدو زان نمی رسم

5

گوید به ما ز حرمت ماکم همی رسی

حرمت بهانه ایست ز حرمان نمی رسم

6

سلطان عشق او چو دلم را اسیر کرد

معذورم ار به خدمت سلطان نمی رسم

متن شعر کپی شد.