کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۳ - پای بر جای نیست همنفسم...

1

پای بر جای نیست همنفسم

چه کنم اوست دستگیر و کسم

2

در پی گرد کاروان غمش

از رسیلان ناله جرسم

3

بر سر کوی او شبی گذرم

که حمایت کند سگ و عسسم

4

محرم پسته لبت نشدم

تا نگفتم طفیلی و مگسم

5

گفتمش دل وصال می طلبد

راستی من هم اندرین هوسم

6

گفت با دل بگو که حالی نیست

ماحضر جز به هجر دست رسم

7

دل مرا گفت هم به از هیچت

رایگان هجر یافتم نه بسم

8

گویدم انوری در این پیوند

پای در پیش و پای بازپسم

9

گویم اینک از اینت می گویم

پای بر جای نیست همنفسم

متن شعر کپی شد.