کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۶ - ای آرزوی جانم در آرزوی آنم...

1

ای آرزوی جانم در آرزوی آنم

کز هجر یک شکایت در گوش وصل خوانم

2

دانی چگونه باشم در محنتی چنینم

زان پس که دیده باشی در دولتی چنانم

3

با دل به درد گفتم کاخر مرا نگویی

کان خوشدلی کجا شد دل گفت می ندانم

4

آری گرت بیابم روزی به کام یابم

ورنه چنانکه باشد زین روز درنمانم

5

گه گه به آب دیده خرسند کردمی دل

کار آن چنان شد اکنون آن هم نمی توانم

6

من این همه ندانم دانم که می برآید

جانم ز آرزویت، ای آرزوی جانم

متن شعر کپی شد.