کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۹ - تو دانی که من جز تو کس را ندانم...

1

تو دانی که من جز تو کس را ندانم

تویی یار پیدا و یار نهانم

2

مرا جای صبر است و دانم که دانی

ترا جای شکرست و دانی که دانم

3

برانی که خونم به خواری بریزی

برای رضای تو من بر همانم

4

مرا گویی که از من بجز غم نبینی

همین است اگر راست خواهی گمانم

5

گر از وصل تو شاد گردم و گرنه

به هرسان که باشد ز غم درنمانم

6

میان من و تو هم اندر هم آمد

چو درجست و جوی تو جان بر میانم

7

عجب نیست کز انوری بر کرانی

مرا بین که اویم و زو بر کرانم

متن شعر کپی شد.