کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۴ - من که باشم که تمنای وصال تو کنم...

1

من که باشم که تمنای وصال تو کنم

یا کیم تا که حدیث لب و خال تو کنم

2

کس به درگاه خیال تو نمی یابد راه

من چه بیهوده تمنای وصال تو کنم

3

گله عشق تو در پیش تو نتوانم کرد

ساکتم تا که شبی پیش خیال تو کنم

4

از سر مردمیی گر تو کلاهی نهیم

مردم چشم و سرم طرف دوال تو کنم

5

ور به چشم تو درآید سخنم تا بزیم

در غزلها صفت چشم غزال تو کنم

6

شعر من سحر شد و شد به کمال از پی آن

که همی وصف جمالت به کمال تو کنم

7

چشم تو سحر حلالست و حرامست مرا

شاعری هرچه نه بر سحر حلال تو کنم

متن شعر کپی شد.