کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۶ - تا نپنداری که دستان می کنم...

1

تا نپنداری که دستان می کنم

اینکه از دست تو افغان می کنم

2

کارم از هجران به جان آورده ای

جان خوشست این ناخوشی زان می کنم

3

دوستی گویی نه از دل می کنی

راست می گویی که از جان می کنم

4

نفی تهمت را اگر دشوار عشق

پیش هرکس بر دل آسان می کنم

5

بی لب و دندان شیرین تو صبر

از بن سی و دو دندان می کنم

6

بر من از خورشید هم پیداترست

کان به گل خورشید پنهان می کنم

7

دامن از من درمکش تا هر دمت

رشوتی نو در گریبان می کنم

8

زر ندارم لیکن از دریای طبع

هر زمانت گوهرافشان می کنم

9

اهل شو در عشق تا چون انوریت

جلوه اهل خراسان می کنم

متن شعر کپی شد.