کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۸ - هر غم که ز عشق یار می بینم...

1

هر غم که ز عشق یار می بینم

از گردش روزگار می بینم

2

بیداد فلک از آنکه دی بودست

امروز یکی هزار می بینم

3

تا شاخ زمانه کی گلی زاید

اکنون همه زخم خار می بینم

4

دربند دمی که بی غمی باشم

بنگر که چه انتظار می بینم

5

در هر دل دوستی بنامیزد

صد دشمن آشکار می بینم

6

آن می بینم که کس نمی بیند

آری نه به اختیار می بینم

7

با دست زمانه در جهان حقا

گر پای کس استوار می بینم

8

گردون نه شمار با یکی دارد

نام همه در شمار می بینم

9

با دهر مساز انوری کاری

کین کار نه پایدار می بینم

متن شعر کپی شد.