کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۳ - تا رخت دل اندر سر زلف تو نهادیم...

1

تا رخت دل اندر سر زلف تو نهادیم

بر رخ ز غم عشق تو خونابه گشادیم

2

در کار تو جان را به جفا نیست گرفتیم

در راه تو رخ را به وفاراست نهادیم

3

در آرزوی روی تو از دست برفتیم

واندر طلب وصل تو از پای فتادیم

4

چون فتنه دیدار تو گشتیم به ناکام

در بندگی روی تو اقرار بدادیم

5

تا بسته بند اجل خویش نگردیم

از بند غم عشق تو آزاد مبادیم

6

نی نی به اجل هم نرهیم از غم عشقت

با عشق تو میریم که با عشق تو زادیم

متن شعر کپی شد.