کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۹ - عشق بر من سر نخواهد آمدن...

1

عشق بر من سر نخواهد آمدن

پا از این گل برنخواهد آمدن

2

گرچه در هر غم دلم صورت کند

کز پی اش دیگر نخواهد آمدن

3

من همی دانم که تا جان در تنست

بر دل این غم سر نخواهد آمدن

4

برنیاید چرخ با خوی بدش

صبر دایم برنخواهد آمدن

5

عمر بیرون شد به درد انتظار

وصلش از در درنخواهد آمدن

6

چون به حسن از ماه بیش آمد به جور

زاسمان کمتر نخواهد آمدن

7

گویمش حال من از عشقت بپرس

کز منت باور نخواهد آمدن

8

گویدم جانی کم انگار انوری

بی تو طوفان برنخواهد آمدن

متن شعر کپی شد.