غزل · انوری
غزل شماره ۲۴۰ - عاشقی چیست مبتلا بودن...
1
عاشقی چیست مبتلا بودن
با غم و محنت آشنا بودن
2
سپر خنجر بلا گشتن
هدف ناوک قضا بودن
3
بند معشوق چون به بستت پای
از همه بندها جدا بودن
4
زیر بار بلای او همه عمر
چون سر زلف او دوتا بودن
5
آفتاب رخش چو رخ بنمود
پیش او ذره هوا بودن
6
به همه محنتی رضا دادن
وز همه دولتی جدا بودن
7
گر لگدکوب صد جفا باشی
همچنان بر سر وفا بودن
8
عشق اگر استخوانت آس کند
سنگ زیرین آسیا بودن