کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۰ - چو کرد خیمه حسنت طناب خویش مکین...

1

چو کرد خیمه حسنت طناب خویش مکین

خروش عمر برآمد ز آسمان و زمین

2

جهانیان همه واله شدند و می گفتند

یکی که کو تن و جان و یکی که کو دل و دین

3

شگفت ماندم در بارگاه دولت تو

از آنکه دیدم از این دیده حقیقت بین

4

رواق حجره دل ساخت سمت بهر تو بخت

براق روضه جان کرد عقل بهر تو زین

5

سوال کردم دوش از خیال بوالعجبت

که از چه حیله شوم زان دو لعل شکرچین

6

چو یافت موی تو در کوی دلبری امکان

چو یافت روی تو در راه عاشقی تمکین

7

ز جزع حاصل در حال شد روان پیدا

به جادوان حزین و به ساکنان حزین

8

یکی به حیله همی گفت موسی آمد هان

یکی به مرو همی گفت عیسی آمد هین

متن شعر کپی شد.