غزل · انوری
غزل شماره ۲۵۳ - ترک من ای من سگ هندوی تو...
1
ترک من ای من سگ هندوی تو
دورم از روی تو دور از روی تو
2
بر لب و چشمت نهادم دین و دل
هر دو بر طاق خم ابروی تو
3
من به گردت کی رسم چون باد را
آب رویت پی کند در کوی تو
4
گویی از من بگذران می نگزرد
این کمان را هم تو و بازوی تو
5
نیست یک نیرنگ تو بی بوی خون
گر مرا رنگیست در پهلوی تو
6
روز را رویت به سیلی خواست زد
گرنه دستی برنهادی موی تو
7
زلف مرزنگوش را دور قبول
با سری شد با سر گیسوی تو
8
ماهی از خوبی خطا گفتم نه ای
پوست سوی اوست مغز از سوی تو