غزل · انوری
غزل شماره ۲۶۰ - هرگز از دل خبر نداشته ای...
1
هرگز از دل خبر نداشته ای
بر دلم رنج از آن گماشته ای
2
سپر افکنده آسمان تا تو
رایت جور برافراشته ای
3
که خورد بر ز تو که تو هرگز
تخم پیوند کس نکاشته ای
4
همرهی جسته ای ز من وانگه
در میان رهم گذاشته ای