کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۶ - تو گر دوست داری مرا ور نداری...

1

تو گر دوست داری مرا ور نداری

منم همچنان بر سر دوستداری

2

به هر دست خواهی برون آی با من

ز تو دست برد و ز من بردباری

3

چه دارم ز عشق تو عمری گذشته

نیاری بدین خاصیت روزگاری

4

چو گویم که خوارم ز عشق تو گویی

هم از مادر عشق زادست خواری

5

من از کار تو دست باری بشستم

زهی پایداری زهی دست کاری

6

تو داری سر آن که در کار خویشم

ز پای اندر آری و سر درنیاری

7

دل آنجا نهادم که عهدی بکردی

به پای وفا بر کدام استواری

8

همان به که با خوی تو دل نبندم

که الحق چنین خوب خویی نداری

متن شعر کپی شد.