کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۷ - گرفتم کز غم من غم نداری...

1

گرفتم کز غم من غم نداری

عفاک الله دروغی هم نداری

2

به بند عشوه پایم بسته می دار

کز این سرمایه باری کم نداری

3

به دشنامی که دشمن را بگویند

دلم در دوستی خرم نداری

4

برو کاندر ستمکاری چو عالم

نظیری در همه عالم نداری

5

مرا گویی چو زین دستی که هستی

چرا پای دلت محکم نداری

6

جواب راست چون دانی که تلخ است

لب شیرین چرا بر هم نداری

7

دلم در دست تست آخر مرا نیز

در این یک ماجرا محرم نداری

8

بدیدم گرچه درد انوری را

تویی مرهم تو هم مرهم نداری

متن شعر کپی شد.