کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰۷ - نام وصل اندر زبانی افکنی...

1

نام وصل اندر زبانی افکنی

تا دلم را در گمانی افکنی

2

راست چون جان بر میان بندد دلم

خویشتن را بر کرانی افکنی

3

از جهان آن دوست داری کاتشی

هر زمان اندر جهانی افکنی

4

چشمت اندر تیر بارانش افکند

زلف چون در حلق جانی افکنی

5

چون قرین شادیی خواهم شدن

بر سپهر غم قرانی افکنی

6

گر کنم در عمر دندانی سپید

در نواله ام استخوانی افکنی

7

پادشاهی در نکویی چت زیان

گر نظر بر پاسبانی افکنی

8

طالعی داری که خورشیدی شود

سایه گر بر آسمانی افکنی

9

هجر را گویی که کار انوری

بوک با نام و نشانی افکنی

10

با سروکاری چنینش درخورست

اینکه در پای چنانی افکنی

متن شعر کپی شد.