کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰۹ - بی گناه از من تبرا می کنی...

1

بی گناه از من تبرا می کنی

آنچه از خواریست با ما می کنی

2

سهل می گیرم خطاکاری تو

ورچه می دانم که عمدا می کنی

3

من خود از سودای تو سرگشته ام

هر زمان با من چه صفرا می کنی

4

کشتی عمرم شکستست ای عجب

چشمم از خونابه دریا می کنی

5

جان نخواهم برد امروز از غمت

وعده وصلم به فردا می کنی

6

ناز دیگر می کنی هر ساعتی

شاد باش احسنت زیبا می کنی

7

روی خوب تو ترا پشتی قویست

این دلیریها از آنجا می کنی

8

انوری چون در سر کار تو شد

بر سر خلقش چه رسوا می کنی

متن شعر کپی شد.