کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۴ - دوستا گر دوستی گر دشمنی...

1

دوستا گر دوستی گر دشمنی

جان شیرین و جهان روشنی

2

در سر کار تو کردم دین و دل

انده جانست وان در می زنی

3

برنیارم سر گرم در سرزنش

ساعتی صد بار در پای افکنی

4

تا همی دانی که در کار توام

رغم را پیوسته در خون منی

5

چند گویی خونت اندر گردنت

بس به سر بیرون مشو گر کردنی

6

با منت چندین چه باید کارزار

چون مصاف من ببوسی بشکنی

7

چون فلک با انوری توسن نگشت

مردمی کن درگذر زین توسنی

متن شعر کپی شد.