قصیده · انوری
قصیده شماره ۴۲ - در مدح ملک الامرا طغرل تگین
1
طغرل تگین به تیغ جهان را نظام داد
زو بیشتر گرفت و به کمتر غلام داد
2
جیشش خراج خطه چین و ختا ستد
امنش قرار مملکت مصر و شام داد
3
ناموس جور و فتنه به خنجر قوی شکست
آرام ملک و دین به سیاست تمام داد
4
جودش کفاف عمر به خرد و بزرگ برد
عدلش حیات تازه به خاص و به عام داد
5
از خسروان به سمع و به طاعت جواب یافت
از هر مهم به هر که بدیشان پیام داد
6
کوسش به حربگاه چو تکبیر فتح گفت
خصمش نماز خیر و سلامت سلام داد
7
از عکس تیغ شعله بر آتش وبال کرد
وز نور رای نور به خورشید وام داد
8
چون سد ایمنی لگد چرخ رخنه کرد
آن رخنه را به تیغ و به رای التیام کرد
9
دید آسمان که غره هر ماه چتر اوست
زین روی ماه یک شبه را شکل جام داد
10
یارب دوام دولت و ملک و بقاش ده
چونان که ایمنی را دورش دوام داد
11
ای خوب زخمه مطرب خوشخوان مزن جز این
طغرل تگین به تیغ جهان را نظام داد