کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵ - شب و روز مونس من غم آن نگار بادا...

1

شب و روز مونس من غم آن نگار بادا

سر من بر آستان سر کوی یار بادا

2

دلش ارچه با دل من به وفا یکی نگردد

به رخش تعلق من، نه یکی، هزار بادا

3

چو رضای او در آنست که دردمند باشم

غم و درد او نصیب من دردخوار بادا

4

ز ملامت رقیبان نکند گذار بر من

که بت من از رقیبان به منش گذار بادا

5

سخن کنار پر خون که مراست هم بگویم

به میان لاغر او، که درین کنار بادا

6

چو باختیار کردم دل و جان فدای آن رخ

گر ازو کنم جدایی نه باختیار بادا

7

به من، ای صبا، نسیمی ز بهار دولت او

برسان، که سال و ماهت همه نو بهار بادا

8

چه کند مرا رقیبش همه سال دور از آن رخ؟

که چو من بدرد دوری همه ساله زار بادا

9

لب او چو باز پرسد دل عاشقان خود را

دل ریش اوحدی نیز در آن شمار بادا

متن شعر کپی شد.