کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶ - پیر ریاضت ما عشق تو بود، یارا...

1

پیر ریاضت ما عشق تو بود، یارا

گر تو شکیب داری، طاقت نماند ما را

2

پنهان اگر چه داری چون من هزار مونس

من جز تو کس ندارم پنهان و آشکارا

3

روزی حکایت ما ناگه به گفتن آید

پوشیده چند داریم این درد بی دوا را؟

4

تا کی خلی درین دل پیوسته خار هجران؟

مردم ز جورت، آخر مردم، نه سنگ خارا

5

آخر مرا ببینی در پای خویش مرده

کاول ندیده بودم پایان این بلا را

6

باد صبا ندارد پیش تو راه، ورنه

با نالهای خونین بفرستمی صبا را

7

چون اوحدی بنالد، گویی که: صبر می کن

مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا

متن شعر کپی شد.