کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱ - به خرابات گرو شد سر و دستار مرا...

1

به خرابات گرو شد سر و دستار مرا

طلبم کن ز خرابات و به دست آر مرا

2

بفغانند مغان از من و از زاری من

شاید از پیر مغان هم ندهد بار مرا

3

ساخت اندر دل ما یار خراباتی جای

ز خرابات به جایی مبر، ای یار، مرا

4

اندر آمد شب و تا صومعه، زین جا که منم

راه دورست، درین میکده بگذار مرا

5

مستم از عشق و خراب از می و بیهوش از دوست

دستگیری کن و امروز نگه دار مرا

6

رندیی کان سبب کم زنی من باشد

به ز زهدی که شود موجب پندار مرا

7

جای من دور کن از حلقه این مدعیان

که بدیشان نتوان دوخت به مسمار مرا

8

برتن از عشق چو پر فایده بندی دارم

پند بی فایده در دل نکند کار مرا

9

گر از این کار زیانم برسد، باکی نیست

اوحدی، سود ندارد، مکن انکار مرا

متن شعر کپی شد.