کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷ - آخر، ای ماه پری پیکر، که چون جانی مرا...

1

آخر، ای ماه پری پیکر، که چون جانی مرا

در فراق خویشتن چندین چه رنجانی مرا؟

2

همچو الحمدم فکندی در زبان خاص و عام

لیک خود روزی بحمدالله نمی خوانی مرا

3

ای که در خوبی به مه مانی چه کم گردد زتو

گر بری نزدیک خود روزی به مهمانی مرا؟

4

دست خویش از بهر کشتن بر کسی دیگر منه

می کشم در پای خود چندان که بتوانی مرا

5

با رقیبانت نکردم آنچه با من میکنند

این زمان سودی نمی دارد پشیمانی مرا

6

زین جهان چیزی نخواهم خواستن جز وصل تو

گر فلک یک روز بنشاند به سلطانی مرا

7

کس خریدارم نمیگردد، که دارم داغ تو

زان همی آیم برت، چندانکه می رانی مرا

8

بر سر کوی تو دشواری کشیدم سالها

دور ازین در چون توان کردن به آسانی مرا؟

9

در درون پرده ای با دشمنان من به کام

وز برون مشغول می داری به دربانی مرا

10

گفته ای: در کار عشقم اوحدی دانا نبود

چون توانم گفت؟ نه آنم که می دانی مرا

متن شعر کپی شد.