کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۹ - چو آشفته دیدی که شد کار ما...

1

چو آشفته دیدی که شد کار ما

نگشتی دگر گرد بازار ما

2

میزار ما را، که کار خطاست

دلیری نمودن به آزار ما

3

به فریاد ما گر چنین می رسی

به گردون رسد ناله زار ما

4

دل ما ننالیدی از چشم تو

اگر جور کردی به مقدار ما

5

بجز ما نخواهد خریدن کسی

متاعی که بستی تو در بار ما

6

چه خسبی؟ که شبهای تاریک خواب

نیامد درین چشم بیدار ما

7

مریز اوحدی را نمک بر جگر

که شوریده او می کند کار ما

متن شعر کپی شد.