کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۸ - ای سفر کرده، دلم بی تو بفرسود،بیا...

1

ای سفر کرده، دلم بی تو بفرسود،بیا

غمت از خاک درت بیشترم سود، بیا

2

سود من جمله ز هجر تو زیان خواهد شد

گر زیانست درین آمدن از سود، بیا

3

مایه راحت و آسایش دل بودی تو

تا برفتی تو دلم هیچ نیاسود بیا

4

ز اشتیاق تو در افتاد به جانم آتش

وز فراق تو در آمد به سرم دود، بیا

5

ریختم در طلبت هر چه دلم داشت، مرو

باختم در هوست هر چه مرا بود، بیا

6

گر ز بهر دل دشمن نکنی چاره من

دشمنم بر دل بیچاره ببخشود، بیا

7

زود برگشتی و دیر آمده بودی به کفم

دیر گشت آمدنت، دیر مکش، زود بیا

8

کم شود مهر ز دوری دگران را لیکن

کم نشد مهر من از دوری و افزود، بیا

9

گر بپالودن خون دل من داری میل

اوحدی خون دل از دیده بپالود، بیا

متن شعر کپی شد.