کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۱ - نیست در آبگینه آتش و آب...

1

نیست در آبگینه آتش و آب

باده شان رنگ می دهد، دریاب

2

باده نیز اندر اصل خود آبیست

کآفتابش فروغ بخشد و تاب

3

ز آب بی رنگ شد عنب موجود

وز عنب شیره وز شیره شراب

4

زین منازل نکرده آب گذار

هیچ کس را نکرد مست خراب

5

باش، تا رنگ و بوی برخیزد

که همان آب صرف بینی، آب

6

هر کس از باده نسبتی دیدند

جمله بین کس نشد ز روی صواب

7

چشم ازو رنگ برد و بینی بوی

عاقلش سکر دید و غافل خواب

8

اگرت چشم دوربین باشد

بر گرفتم ازان جمال نقاب

9

اوحدی، هرچه غیر او بینی

نیست یک باره جز غرور سراب

متن شعر کپی شد.