کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۲ - گرچه صد بارم برانند از برت...

1

گرچه صد بارم برانند از برت

بر نمی دارم سر از خاک درت

2

تا ابد منظور جانی، زانکه دل

در ازل کرد این نظر بر منظرت

3

زاهد از سر تو ز آن رو غافلست

کو نمی بیند به محراب اندرت

4

هر صباحی تازه گردد جان ما

از نسیم طره جان پرورت

5

همچو جان وصل تو ما را در خورست

گر چه جان ما نباشد در خورت

6

هر چه بود اندر سر کار تو شد

خود به چیزی در نمی آید سرت

7

شیر گیران پلنگ انداز را

کرد عاجز پنجه زور آورت

8

بر نگیرد سر ز خط امر تو

هر که شد چون اوحدی فرمان برت

متن شعر کپی شد.