کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۳ - نیامد وقت آن کز من بخواهی عذرآزارت؟...

1

نیامد وقت آن کز من بخواهی عذرآزارت؟

دلم را شربتی سازی ز لعل چاشنی دارت؟

2

دل از دستم برون بردی که با ما سر در آری تو

بما سر در نیاوردی و سرها رفت در کارت

3

گمان بردم که: میجوید دلت وصل مرا، لیکن

مرا کمتر بجویی تو، که میجویند بسیارت

4

هم امروز از جهان دیدن فرو بندم دو بینایی

اگر دانم که: فردا من نخواهم دید دیدارت

5

سرم را می کنی پر شور و بردل می نهی منت

دلم را میکشی در خون و برجان می نهم بارت

6

ز روی راستی با تو ندارد سرو مانندی

که: گر در بوستان آیی، بمیرد پیش رخسارت

7

گل وصلی به دستم چون نمی آید چه بودی ار

کسی بودی که برکندی ز پای اوحدی خارت؟

متن شعر کپی شد.