کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۶ - بی تو نکردیم به جایی نشست...

1

بی تو نکردیم به جایی نشست

با تو نشستیم به هر جا که هست

2

صورت خوب از چه به گیتی بسیست

چشم مرا مثل تو صورت نبست

3

لاف نخستین «بلی» می زنم

روز نخستین که تو گویی:«الست»

4

زلف سیه را به ازان می شکن

ورنه بسی دل که بخواهد شکست

5

موی برست از کف امید ما

وز کف موی تو نخواهیم رست

6

هر که کند گوش به گفتار تو

بس که به گفتار بخواهد نشست

7

ای که ز من صبر طلب میکنی

خود چو منی را چه بر آید ز دست؟

8

پند، که بی باده صافی دهی

کی شنود عاشق دردی پرست؟

9

اوحدی از عشق تو دیوانه شد

گر دگری می شود از عشق مست

متن شعر کپی شد.