کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۶ - بنگرید این فتنه را کز نو پدیدار آمدست...

1

بنگرید این فتنه را کز نو پدیدار آمدست

خلق شهری از دل و جانش خریدار آمدست

2

باغ رویش را ز چاه غبغبست امسال آب

زان سبب سیب زنخدانش به از پار آمدست

3

نقد هر خوبی که در گنج ملاحت جمع بود

یک به یک در حلقه آن زلف چون مار آمدست

4

بارها جان عزیز خویش را در پای او

پیشکش کردیم و اندر پیش او خوار آمدست

5

بوسه ای زان لعل بربودیم و آسان گشت کار

گر چه بر طبع حسودان نیک دشوار آمدست

6

گر به کار ما نظر کرد او چه باشد؟ سالها

خون دل خوردیم تا امروز در کار آمدست

7

بنده آن زلف سر بر دوش کرد از دوش باز

اوحدی را کز کلاه خسروی عار آمدست

متن شعر کپی شد.