کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۰ - گر به دست آوریم دامن دوست...

1

گر به دست آوریم دامن دوست

همه او را شویم و خود همه اوست

2

آنکه او را در آب می جویی

همچو آیینه با تو رو در روست

3

تو تویی خود از میان برگیر

کز تویی تو رشته تو برتوست

4

گر شود کوزه کوزه گرنه شگفت

که بسی کاسه سوده گشت و سبوست

5

همه از یک درخت هست این چوب

که گهی صولجان و گاهی گوست

6

ها، که اسم اشارتست از اصل

الفتش را چو واو کردی هوست

7

انقلاب ضرورتست این جا

تا تو آن مغز بر کشی از پوست

8

مدتی توبه داشتیم، اکنون

که خرابات عشق در پهلوست

9

منشین تشنه، اوحدی، که ترا

پای در آب و جای بر لب جوست

متن شعر کپی شد.