کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۹ - ز عشق اگر چه به هر گوشه داستانی هست...

1

ز عشق اگر چه به هر گوشه داستانی هست

سری چنین نه همانا بر آستانی هست

2

بیا، که با گل رویت فراغتی دارم

ز هر گلی که به باغی و بوستانی هست

3

اگر بخوان تو از لاغری نه در خوردیم

هم از برای سگان تو استخوانی هست

4

بگوی تا: نزند تیر غمزه جز بر ما

چو ابروی تو کسی را اگر کمانی هست

5

حدیث تلخ بهل، بعد ازین به شمشیرم

بیزمای، اگرت رای امتحانی هست

6

کسی که وصل ترا می کند دو کون بها

خبر نداشت که بالای او دکانی هست

7

خبر مکن بکس، ای مدعی، ازو، که هنوز

رخش تمام ندیدی، گرت زیانی هست

8

گر آه و ناله کند اوحدی شگفت مدار

هم آتشی زده باشند کش دخانی هست

متن شعر کپی شد.