کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۴ - ز ما بودی، جدا بودن روا نیست...

1

ز ما بودی، جدا بودن روا نیست

یکی گفتی، دویی کردن سزا نیست

2

وجود خود ز ما خالی مپندار

که نقش از نقشبند خود جدا نیست

3

سرایی ساختی اندر دماغت

که غیر ار خواجه چیزی در سرا نیست

4

بنه تن بر هلاک، از خویش بینی

که درد خویش بینی را دوا نیست

5

چو خودرایان به خود جستی تو، مارا

غلط کردی که: بی ما رهنما نیست

6

کسی کو از هوای خویش بگذشت

مبر نامش، که مرغ این هوا نیست

7

اگر زان بی نشان جویی نشانی

به جایی بایدت رفتن که جا نیست

8

درین بستان ز بهر سایه سرو

طلب کن سدره ای، کش منتها نیست

9

مبین، ای اوحدی، غیر از خدا هیچ

که چون واقف شوی غیر از خدا نیست

متن شعر کپی شد.