کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۷ - دلم بر آتش هجران کباب کرد و برفت...

1

دلم بر آتش هجران کباب کرد و برفت

تنم به درد جدایی خراب کرد و برفت

2

مرا به وصل خود آهسته وعده ای می داد

ولی چه سود؟ که ناگه شتاب کرد و برفت

3

بتی که دامن وصلش به چنگم آمده بود

ز هجر ناله من چون رباب کرد و برفت

4

دو چشم او چه خطاها که داشت اندر سر!

چو دید قامتش آنرا صواب کرد و برفت

5

در آرزوی نگاری گداختم چو نبات

که شکرش نمکم بر کباب کرد و برفت

6

در آب و آتشم از هجر آنکه بی رخ خویش

دلم پر آتش و چشمم پر آب کرد و برفت

7

چو اوحدی ز رخش بوسه خواستم بی زر

لبش مرا به خموشی به خواب کرد و برفت

متن شعر کپی شد.