کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۶ - شبی به ترک سر خویشتن بخواهم گفت...

1

شبی به ترک سر خویشتن بخواهم گفت

حکایت تو به مرد و به زن بخواهم گفت

2

حدیث چهره و قد و رخ تو سر تاسر

به پیش سوسن و سرو و سمن بخواهم گفت

3

ز چین زلف تو رمزی چو نافه سربسته

درین دو روز به مشک ختن بخواهم گفت

4

حکایت زقن و زلف و عارضت، یعنی

حدیث یوسف و جاه و رسن بخواهم گفت

5

به جان رسید درین پیرهن تنم بی تو

به ترک صحبت این پیرهن بخواهم گفت

6

رقیب قصه دردم که گفت می گویم

رها مکن که بگوید، که من بخواهم گفت

7

جنایتی که تو بر جان اوحدی کردی

گرم به گور بری در کفن بخواهم گفت

متن شعر کپی شد.