کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۹ - زهی! شب نسخه ای از زلف و خالت...

1

زهی! شب نسخه ای از زلف و خالت

تراز کسوت خوبی جمالت

2

حروف نقش چین را نسخه کرده

مسلسل گشتن زلف چو دالت

3

به نام ایزد، چه فرخ فالم امروز!

که دیدم طلعت فرخنده فالت

4

اگر بودی مرا در دست مالی

نمی بودم بدین سان پایمالت

5

بسی گندم نمایی می کنی، لیک

نشاید شد بدین ها در جوالت

6

تو می گوئی که که: من ما هم، ولیکن

من مسکین ندیدم جز بسالت

7

نگشتی اوحدی همچون خیالی

اگر در خواب می دیدی خیالت

متن شعر کپی شد.