کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۳ - چون بگذری دلم به تپیدن در اوفتد...

1

چون بگذری دلم به تپیدن در اوفتد

دستم ز غم به جامه دریدن در اوفتد

2

گر پرتوی ز روی تو افتد بر آسمان

ماهش چو مشتری به خریدن در اوفتد

3

ور قامتت به باغ درآید، ز شرم او

حالی به قد سرو خمیدن در اوفتد

4

پرواز مرغ جان نبود جز به کوی تو

روزی که اتفاق پریدن در اوفتد

5

جان کمترین نثار تو باشد ز دست ما

آن ساعتی که فرصت دیدن در اوفتد

6

دانم که: بر حکایت من رحمت آوری

وقتی گرت مجال شنیدن در اوفتد

7

خلوت نشین خیال تو گر در دل آورد

چون اوحدی به کوچه دویدن در اوفتد

متن شعر کپی شد.