کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۰ - حال دل پیش که گویم؟ که دل ریش ندارد...

1

حال دل پیش که گویم؟ که دل ریش ندارد

کیست در عشق تو کو غصه ز من بیش ندارد

2

دوش گفتی که: فلان از سر تیغم نبرد جان

بزن و مرد مخوانش که سری پیش ندارد

3

سر درویش فدا شد به وفا در قدم تو

پادشه زاده ما را سر درویش ندارد

4

قد او تیر بلا، غمزه او ناوک فتنه

یارب، این ترک چه تیریست که در کیش ندارد؟

5

واعظ شهر مرا گفت که: دل با سخنم ده

چون دهد دل بتو بیچاره؟ که باخویش ندارد

6

همچو نارم بکفید از غم سیب ز نخش دل

دل مخوانش تو، که او عقل به اندیش ندارد

7

اوحدی را چو تو باشی، چه غم از جور رقیبان؟

زانکه از تیغ نترسیده غم از نیش ندارد

متن شعر کپی شد.