کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۶ - طراوت رخت آب سمن تمام ببرد...

1

طراوت رخت آب سمن تمام ببرد

رخت ز گل نم و از آفتاب نام ببرد

2

غلام کیستی، ای خواجه پری رویان؟

که دیدن تو دل از خواجه و غلام ببرد

3

همی گذشتی و برمن لبت سلامی کرد

سلامت من مسکین بدان سلام ببرد

4

به هیچ چوب سرمن فرو نیامده بود

غم تو آمد و از دست من زمام ببرد

5

چو آفتاب ترا از کنار بام بدید

پگاه تر علم خویش را ز بام ببرد

6

نسیم صبح ز زلف تو نافه ای بگشود

به نام تحفه فرو بست و تا به شام ببرد

7

ز رشک روی تو گل سرخ گشت و کرد عرق

چو رنگ روی ترا باد صبح نام ببرد

8

امام شهر چو محراب ابروی تو بدید

سجودکرد، که هوش از سر امام ببرد

9

حکایت من و زلف تو کی تمام شود؟

که هر چه داشتم از دین و دل تمام ببرد

10

به عام و خاص بگفت اوحدی حدیث رخت

به صورتی که دل خاص و عقل عام ببرد

متن شعر کپی شد.