کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۹ - خاک آن بادیم کو بر آستانت بگذرد...

1

خاک آن بادیم کو بر آستانت بگذرد

یا شبی بر چین زلف دلستانت بگذرد

2

بعد ازین چون گرم شد بازار خورشید رخت

مشتری مشنو که: از پیش دکانت بگذرد

3

ابروانی چون کمان داری و خلقی منتظر

تا کرا دوزی؟ به تیری کز کمانت بگذرد

4

نام من فرهاد کردند از پریشانی، ولی

در زمان شیرین شود گر بر زبانت بگذرد

5

پیش تیر غم نشان کردی دلم را وانگهی

من در آن تشویش کان تیر از نشانت بگذرد

6

در ضمیر نازک اندیشت ز باریکی سخن

پیکر مویی شود تا بر دهانت بگذرد

7

نیست در عشق اوحدی را جز به زاری دسترس

وین نه پیکانیست کز برگستوانت بگذرد

متن شعر کپی شد.